Monday, November 26, 2012

سرم درد میکند
دلم
بیشتر
بیشتر
گم میشوم
گم میشوم
  گم میشوم
راحت میشوی اما ذهنت هنوز میزند ضربه هایش
اینکه سردرد هایم بیش و بیش میشود
هر روز
اخر میروم
گم می شوم

Sunday, November 25, 2012

یه روز سرد پاییز گلدونتو شکستی

Monday, November 5, 2012

چقدر روحم خسته ست.
چقدر خنده به من مزه نمیدهد.
چقدر دلم برای خنده از ته دل، بی دغدغه،الکی و از سر دلخوشی تنگ شده
چه خاکی گرفته ام.
من باید در قدیم یک دوشسی ،چیزی ازین طوربوده باشم ،از انها که دامن های پفی وکلاهای بزرگ دارند،
که در جوانی ذات الریه کرد و مرد