Thursday, June 12, 2014

بخواب نبود ،سعی کرد با انگشتاش کف کلشو از بین اون همه مو پیدا کنه و محکم تو دستاش بگیره.
همه امروز را ،بی کم و کاست، پیدا کرد.همان جا کمی به چپ، بعد از خال کف کله ش
دست نخورده، رسوب نکرده!
بلند شد و توی تاریکی رفت سراغ کتابخانه کوچک گوشه اتاق سعی کرد با لمس انها که باریک تر بودند یکی را اتفاقی بکشد بیرون هرچند که دقیقا جای و قطر وزبری و نرمی جلد تک تکشان را میشناخت. 
اخر سر یکی را بیرون کشید صفحه 16 ش را باز کرد و بر حاشیه نوشت: 
بامداد روزی کمتر دستخوش اشوب را بازگردان

No comments:

Post a Comment