Saturday, June 23, 2012

کاری از زیر شاخه های کارستان

امروز شروع کردم یه کاری بکنم واسه خودم.یعنی راستشو بخوای از دیروز شروع کردم.بعد به این نتیجه رسیدم که کارخوبی میکنم که برای خودم یه کاری میکنم.
حالا قرار نیست کار شاقی باشه ها.همین که یه کار دیگه هست یعنی قضیه شروع شده!
جو چیز خوبیست!.................
 مامان گربه ما حالا 4 تا بچه داره!یعنی اصلن باورم نمیشه که با اون هیکل قلمیش چطوری 4 تا بچه زاییده!
بچه هاش دوتا دوتا شبیه همن . دوتاشون سیاه با چشای سبز . دوتای دیگه سفید / خاکستری با چشای عسلی!
امروز داشتم نگاش میکردم چطوری به بچه هاش شیر میده!4تایی لمیده بودن زیر شکمش!بعد از شیر دادن دیدم چطوری زار و نزار افتاد اون گوشه حیاط تو سایه!اخه از نظر جثه واقعا ضعیفه!
حالا فکرشو بکن که بخواد شیر 4 تا بچه رو هم تامین کنه!
خانوم نمیتونی تامین کنی واسه چی زرت و زرت میزای!
والا!!!!!!!!!!!!!!!

No comments:

Post a Comment